Persisch inspiriertes Steinrelief mit Figuren, Flügelmotiv und goldenen mechanischen Elementen

عبدالرضا اژدری

نوشته‌ها و صداها، آنجا که روان‌کاوی و ایران به هم می‌رسند.

شنیدن · 4 دقیقه0:00

بیت و جمله‌ی خویش

گاهی یک بیت، آدمی را تمام عمر همراهی می‌کند. در کودکی شنیده‌ایمش، سال‌ها پیش از آن‌که بفهمیمش؛ از دهان پدری، مادربزرگی، با آهنگ دعا یا با لحن هشدار. دهه‌ها بعد، در شبی از شب‌های سوگ یا در لحظه‌ای از نزدیکیِ ناگهانی، همان بیت بازمی‌گردد و این بار چیزی می‌گوید که آن روز هنوز نمی‌توانست بگوید. ما این را می‌شناسیم. از فرهنگی می‌آییم که شاعرانش سرِ سفره می‌نشینند؛ فرهنگی که در آن یک مصرع می‌تواند گفت‌وگویی را به پایان برساند، و یک غزل باری را بر دوش می‌کشد که هیچ‌کس دیگر حاضر به کشیدنش نیست.

نمی‌خواهم این عشق را کوچک کنم. اما می‌خواهم از آن بپرسم. زیرا مردمی که این‌چنین نیک شاهد می‌آورند، آموخته‌اند که پشتِ شاهد پنهان شوند. بیتِ زیبا و تمام‌شده، گاه ما را از جمله‌ی ناتمامِ خودمان بی‌نیاز می‌کند. به جای ما می‌گوید که چه باید حس کنیم، و چنان کامل می‌گوید که این پرسش که «راستی چه حس می‌کنیم؟» دیگر هرگز پرسیده نمی‌شود. قرن‌ها این یک خردمندی بود. آن‌جا که سخنِ آشکار خطرناک بود، کنایه هنر شد، ایهام سپر شد، و شعر خانه‌ای شد با درهای پشتیِ بسیار. ما در این خانه زنده مانده‌ایم. اما آن‌چه پناهمان داد، شکلمان هم داد. کسی که همیشه با واژه‌های عاریه سخن می‌گوید، سرانجام دیگر درست نمی‌داند صدای چه کسی از دهانش بیرون می‌آید.

درست همین‌جاست که کارِ من، به‌عنوان روان‌کاو، آغاز می‌شود. ما بیش از آن‌چه خود گفته‌ایم در خود حمل می‌کنیم: صدای پدر و مادر، قصه‌هایی که برایمان گفته‌اند و قصه‌هایی که از ما پنهان کرده‌اند، امیدها و زخم‌های کسانی که پیش از ما بوده‌اند. بسیاری از این‌ها گام‌های ما را هدایت می‌کنند بی‌آن‌که هرگز به زبان آمده باشند. مثل بیتی که از بَر داریم بی‌آن‌که بدانیم از کیست، دست به دست می‌رسند. و همان‌گونه که آن بیت روزی ناگهان فهمیدنی می‌شود، این میراث نیز روزی می‌تواند شنیدنی شود: در یک درنگ؛ در شرمی که برای بهانه‌اش بیش از اندازه بزرگ است؛ در تأییدی که بر زبان می‌آوریم، در حالی که چیزی در درونمان می‌ایستد.

این ایستادن، همان جایی است که این صفحه از آن سخن می‌گوید. نوشته‌ها و گفت‌وگوهایی که این‌جا گرد آمده‌اند، کوششی‌اند برای شکل دادن به پیوندهایی که گمان می‌کنم در سال‌های همراهی با آدم‌ها، و با تاریخ خودم، بازشناخته‌ام. این‌ها به قصدِ پاسخ نوشته نشده‌اند. اندیشه‌ای که زحمتِ اندیشیدن را از دوش خواننده بردارد، خود فقط یک بیت زیبای دیگر است. ترجیح می‌دهم جایی گیر کنید. چیزی را بازبشناسید و به آن بدگمان شوید. مخالفت کنید؛ آن‌گونه که در همان مخالفت، برای نخستین بار بشنوید خودتان چه فکر می‌کنید.

شاعران ما زبانی برایمان به جا گذاشته‌اند که قرن‌ها را از سر گذرانده است. آن‌چه هنوز مانده، چیزی کوچک‌تر و سنگین‌تر است: جمله‌ای راستین به زندگیِ خود بخشیدن؛ جمله‌ای که از پیش آن‌جا نبوده باشد. بیت، ما را تا این‌جا آورده است. از این‌جا به بعد، هر کس برای خود، و با این همه نه تنها، باید خود سخن را ادامه دهد.

از کجا شروع کنم؟

Coverbild: وقتی اطاعت بهای زنده ماندن است

وقتی اطاعت بهای زنده ماندن است

18 دقیقه

چرا مخالفت گاهی تهدیدی برای بودن ما احساس می‌شود؟ این اپیزود با نگاهی روانکاوانه به رابطهٔ پدر، قدرت و قانون، ردّ ترس و فرمان‌برداری را از کودکی تا زندگی اجتماعی در ایران دنبال می‌کند؛ و می‌پرسد چگونه می‌توان از چرخهٔ استبداد رها شد و بدون ترس از نابودی، متفاوت اندیشید.

شنیدن
Coverbild: میراث استبداد و دیکتاتور درون ما

میراث استبداد و دیکتاتور درون ما

15 دقیقه

گاهی دیکتاتور فقط در حکومت نیست؛ در صدای درونی ما زندگی می‌کند، جایی که تفاوت، اعتراض و میل به استقلال تهدیدی مرگبار به نظر می‌رسد. تا وقتی قانون را با ترس و انتقام یکی بدانیم، همان پدر قاتل را بازتولید می‌کنیم. پرسش این است: آیا می‌توانیم از میراث استبداد عبور کنیم و قانون را پناه زندگی بسازیم؟

شنیدن
Coverbild: اعتراضات 2022 ایران در آینه ترک‌خورده مادر

اعتراضات 2022 ایران در آینه ترک‌خورده مادر

28 دقیقه

گاهی یک جنبش از خیابان آغاز نمی‌شود، بلکه از چهره مادری شروع می‌شود که سال‌ها شرم و ترس را در سکوت حمل کرده است. وقتی زن بدن و صدای خود را پس می‌گیرد، فقط با قانون حجاب نمی‌جنگد؛ جایگاه مفعول بودن را رد می‌کند. پرسش این است: آیا ما شهامت ترمیم آینه‌های ترک‌خورده خود را داریم؟

شنیدن

تازه‌ترین قسمت

بیماری خودایمنی و سایه پدر قاتل

7.9.2026 · 32 دقیقه

گاهی جامعه مثل بدنی بیمار، به سلول‌های سالم خود حمله می‌کند. وقتی قانون به جای پناهگاه، سایه پدر قاتل شود، خشم و شرم درون ما به خودویرانگری یا انتقام تبدیل می‌شود. رهایی یعنی عبور از این بیماری روانی جمعی: آیا می‌توانیم قدرتی بسازیم که حافظ زندگی باشد، نه مدیر مرگ؟

0:000:00

جستار برگزیده

یک پرسش، یک دقیقه

همه‌ی ویدیوها

چه اندیشه‌ای با شما ماند؟

چه چیزی شما را به تأمل واداشت؟ چه پرسشی در شما شکل گرفت؟ با کدام دیدگاه مخالفید؟ خوشحال می‌شوم اندیشه‌هایتان را با من در میان بگذارید.

0 / 2000

پیام شما منتشر نمی‌شود. نشانی رایانامه فقط در صورتی لازم است که مایل به دریافت پاسخ باشید.

fa